تبليغاتX
مرز پُرگهر

در14 فوریه(بیست و پنجم بهمن ماه) هر سال، در بسیاری کشورهای جهان،تحت نام سنت ولنتاین     (St.Valentine) ،آبنبات،گل،کارت و هدایای فراوان میان عشاق رد و بدل می گردد.روز ولنتاین اغلب با تبادل متقابل نامه های عاشقانه به شکل کارتهای ولنتاین مقارن می گردد. در ایالات متحده امریکا روز ولنتاین تعطیل رسمی محسوب می گردد.

برخی بر آنند که ولنتاین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده است.در کشور چین روزی مشابه ولنتاین موجود است که تحت عنوان "شب هفت ها" نامیده می شود.برابر با افسانه ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند.روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن بعنوان "تاناباتا" یاد می گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدیست.در کشور مصر روز عشق دیگری موجود است که برابر با چهارم نوامبر هر سال است.در کره جنوبی نیز در 11 دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان "روز پپرو" موجود است که در آن زوجهای جوان هدایایی را به یکدیگر تقدیم می کنند.

     بسیاری از محققان بر آنند که ولنتاین ایرانی روز سپندارمذگان است. تلفظ واژه اِسپَندارمَذ، در زبان اوستایی، "سپَنتا آرمَئیتی"  و در زبان پهلوی "سپَندارمَت" است که در پارسی دری، سپندار مذ، اسپندارمذ، اسفندارمذ و سفندارمذ نیز تلفظ می گردد."سِپَنت" در زبان اوستایی، به معنای مقدس و صفت است که بعدها به "آرمَئیتی" متصل گشته است که خود مرکب از دو جزء است:نخست، اَرِم به معنای درست،آنچنانکه باید و شاید و به جا که قید است و دو دیگر،متی به معنای اندیشیدن.در ترکیب اَرِم و متی،میم به ادغام حذف و واژه "اَرِمَتی" یا "آرمَئیتی" ایجاد گشته است که نخست به معنای "اندیشه درست" و سپس در گذرگاه تاریخ با تحول معنایی به معنای فروتنی،بردباری و سازگاری گشته است و "سپَنته آرمَتی" یا "سپَنتا آرمَئیتی" به معنای بردباری و فروتنی مقدس است. آخرین ماه سال(اسفند) و پنجمین روز ماه، موسوم به سپندارمذ است.ابوریحان بیرونی بر آن است که در ایران باستان در این روز جشن می گرفته اند و آنرا "اسپندارجشن" می نامیدند و از آنجا که این عید به زنان تخصیص داشته، از شوهران خود هدیه دریافت می کرده اند، از این رو به جشن "مِژدگیران"، به معنای مُزدگیران معروف بوده است. همچنین در برهان قاطع آمده است: "اسپندارمذ" تمام روز پنجم از هر ماه شمسی است و پارسیان این روز را در این ماه مبارک شمرند و عید کنند و جشن سازند بنا بر قاعده کلیه ای که پیش ایشان متداول است که چون نام ماه با نام روز موافق باشد آن روز را عید کنند؛ نیک است در این روز جامه پوشیدن و درخت نشاندن.  و نیز مسعود سعد سلمان در این باره گوید:

سپندارمذروز خیز ای نگار       سپندآر ما را و جام می آر

     تا بدین جای کار میان محققان اختلافی نیست؛ اختلاف از زمانی آغاز می گردد که برخی به گونه ای نادرست بر آنند که "اسپندارجشن" برابر با 29 بهمن ماه هرسال است. متأسفانه این اطلاعات نادرست در برخی از سایتهای معروف نیز درج گردیده است که از تمامی اربابان تفکر و اندیشه که دستی بر قلم دارند انتظار می رود تا این خطای فاحش تاریخی را به مسؤولان ذی ربط، خاطرنشان سازند.اشتباه مذکور از آنجا نشأت می گیرد که در تقویم کهن پارسی، ماههای سال سی روز بوده اند و در انتهای تقویم ها پس از پایان ماه اسفند، پنج روز اضافه می گشته "که با تبدیل شش ماه نخست سال به ماههای سی و یک روزه این مسأله برطرف گشته است." لذا باید از تاریخ "پنجم اسفند ماه" شش روز کم و روز "بیست ونهم بهمن ماه"  روز "اسپندارجشن" نامیده شود. توضیح آنکه پنج روز مذکور را در تقویم پارسی کهن، "خمسه مسترقه" یا "پنجه دزدیده" می نامیدند و بنا بر برهان قاطع، وجه تسمیه به دزدیده از آن جهت است وزیر یکی از پادشاهان حاصل این پنج روز را در تمام ممالک او به حساب نمی آورده است که البته در صحت این روایت نیز جای تردید است.به هر تقدیر از آنجا که طول تمامی ماههای پارسی، سی روز و 12 ماه سال برابر با 360 روز بوده است در آخر اسفندارمذ، ماه دوازدهم، پنج روز بدان می افزوده اند تا سال، تکمیل گردد و آنرا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه می نامیدند. در واقع، پنج روز مذکور را بدون آن که جزء ماه بدانند جزء سال می دانستند.آرام آرام با گسترش دانش گاهشماری در ایران، متخصصان بر آن گشتند که از آنجا که کشور پهناور ایران، در نیمکره شمالی قرار دارد و دوران میان اعتدال خریفی تا اعتدال ربیعی، کوتاهتر از دوران میان اعتدال ربیعی تا اعتدال خریفیست، خمسه مسترقه را میان شش ماه نخست سال سرشکن کردند تا مشکل گاهشماری از میان برود. همین مسأله در گاهشماری میلادی نیز به گونه ای دیگر مورد رسیدگی قرار گرفته است و اگر روزهای ماههای دسامبر و ژانویه 31 روز است، طول ماه فوریه به 28 روز تقلیل یافته است و موارد دیگر که به طور تفصیل وارد نمی گردیم.با توجه به قدمت کهن و طولانی ((اسپندارجشن))، باید خاطر نشان گشت که برابر با فرهنگ دهخدا، پیش از آنکه خمسه مسترقه را به پایان اسفندماه بیاورند، آن را به نامهای اَهنَوَد، اَشتَوَذ، اِسفَندمَذ، خِشت و هَشتویش در پایان ماه هشتم یعنی ماه آبان می افزودند که مطابق با این استدلال،از آنجا که ماه آبان،از حیث زمانی مقدم بر بهمن ماه است و دیگر موردی ندارد تا 6 روز از پنجم اسفندماه کاسته گردد و دانستن 29 بهمن به عنوان "اسپندارجشن"عقیده ای مردود است.

با توجه به استدلالات فوق نتیجه می گیریم که روز "اسپندارجشن" همان روز پنجم اسفندماه است که به غلط  آن را  29 بهمن دانسته اند.

+ نوشته شده توسط فرزند ایران در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 16:58 |

کورش بزرگ سردودمان و مؤسس سلسله هخامنشی، بر آخرین پادشاه ماد موسوم به ایشتوویگو غلبـه کرد و پـادشاهی را از قوم ماد به قوم پارسی منتقل ساخت. ارمنستان را مطیع کرد و با بابلیان جنگید و بابل و لیدی را تسخیر نمود. پس از تسخیر لیدی کرزوس پادشاه لیدی را مورد عفو قرار داد و بعد از تصرف بابل یهودیانی را که در بابل اسیر بودند، آزاد کرد و به آنان اجازه داد به وطنشان بیت المقدس (اورشلیم) بازگردند.

کورش درمیان پادشاهان عهد باستان، یکی از مردان کم نظیری است که نامش در اذهان ملل مختلف باقی مانده است. اما براستی چرا؟ چه عللی موجب شهرت کم نظیر کورش بزرگ شده است؟ چرا در بسیاری از ادیان و فرهنگ ها از او به نیکی یاد کرده اند؟

شهرت و نیکنامی او در میان ملل مختلف جهان از چند جهت قابل بررسی است: نخست آنکه پیامبران بنی اسرائیل او را بسیار ستوده اند و پیروان مذاهبی که تورات را مقدس میدانند، از کودکی و از راه کتاب های مذهبی خود با نام کورش مأنوس میشوند و او را محترم میشمارند. دوم آنکه تمام مورخان عهد قدیم و جدید کورش را بانی دولتی میدانند که به لحاظ وسعت بی سابقه بوده و از سیحون تا دریای مدیترانه امتداد داشته است.

اما اگر به دیده انصاف بنگریم، باید بگوییم که شهرت و عظمت کورش از فتوحات او نیست، زیرا قبل از او بابل و آشور پادشاهان عظیم الشأن و جهانگیران نامی داشتند. اهمیت و شهرت جهانگیر کورش بدلیل سلوک و رفتاری است که وی با ملل مغلوب داشته و چنین رفتار دادگرانه ای در میان اقوام پیروز بی سابقه بوده است. او سیاست ظالمانه پادشاهان سابق و بویژه شاهان آشور را به سیاست رأفت و مدارا تبدیل کرد. در فتوحات کورش نه تنها شاهان و شاهزادگان ملل مغلوب کشته نمیشوند، بلکه از خواص و ملتزمان او می گردند (مانند کرزوس پادشاه لیدی و تیگران پادشاه ارمنستان) در شهرهای تسخیر شده کشتار نمیشود و مقدسات ملل مغلوب محفوظ و محترم می ماند. کورش در بیانیه های خویش از مقدسات ملل مغلوب به احترام و تکریم یاد میکند و آنچه را از ملل مغلوب ربوده اند به آنان پس میدهد (ازجمله در تورات آمده است که کورش بزرگ 5400 ظرف طلا و نقره به قوم بنی اسرائیل میدهد) همچنین معابد ملل مغلوب را بازسازی میکند (مانند معبد اساهیل و ازیدا در بابل، و فرمان احداث معبدی عظیم در بیت المقدس) پس از کشته شدن بلتشصر، پسر پادشاه بابل، دربار پارس و همه سپاهیان ایران به حکم کورش عزادار میشوند. در لیدی کورش یک نفر را از میان اهالی همانجا بعنوان حاکم شهر انتخاب میکند و شهر صیدا را که توسط بخت النصر ویران شده بود، آباد می نماید.

از نوشته ها و داوری های مورخان و همچنیـن اسناد و مستندات تاریخی چنین بر می آید که کورش سرداری دلیر و کاردان و سیاستمداری بزرگ و مهربان بوده است. اراده ای قوی و عزمی راسخ داشته

و بیشتر به عقل متوسل میشده تا به شمشیر؛ سلوک کورش با ملل مغلوب، دوره جدیدی در تاریخ مشرق زمین گشود که تا حمله اسکندر به ایران ادامه یافت و آن را از دوره های پیشین متمایز ساخت.

 

و درپایان سخنی از کورش کبیر که بیانگر عمق میهن دوستی این بزرگمرد تاریخ است: "فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند، تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد"

 

+ نوشته شده توسط فرزند ایران در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 13:18 |

تاریخ باشکوه و پرعظمت ایران زمین که مایه سرافرازی و افتخار همه ایرانیان است، بیانگر فرهنگ غنی این سرزمین و نیاکان ماست. در این نوشتار برگ دیگری از دفتر زرین افتخارات ایران و ایرانی به تصویر کشیده شده است. در آن روزگار که تازیان جاهل و نادان در بیابان های حجاز بر روی یکدیگر شمشیر می کشیدند، آموزش و پرورش فرزندان ایران زمین به شکلی منظم و مدون در جریان بوده است. (بر روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فرزند ایران در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:1 |

تحریم انتخابات سال 1387 سال پرچم شیروخورشید Powered By
BLOGFA.COM